X
تبلیغات
شعر و موسیقی در بختیاری

رضا صالحی خواننده خوش صدا و جوان بختیاری ششمین اثر هنری خود را با نام "شاراز" در اوایل سال 1392 به بازار عرضه می کند.

صالحی که با صدای مخملین خود کارهای به یاد ماندنی و فاخری از جمله "بی عروس،کتل,گردواری]رستم و سهراب و ..."را در کارنامه هنری خویش دارد،شاراز را نیر در دست عرضه دارد.

"شاراز" نام پرنده باران در زبان بختیاری است.

آهنگ سازی این کار را "محمد جلیلی" استاد نی بختیاری بر عهده داشته، که با تنظیم استادان منصور قناد پور و فرناد شاه زیدی قطعا ایل جلیل بختیاری بزودی شاهد کار فاخر دیگری از استاد صالحی خواهد بود.

این آلبوم  11 تراک موسیقی است که نقطه عطف آن کاری است که رضا صالحی به یاد و نام مرحوم بهمن علاالدین خوانده است.

رضا صالحی که نفر اول جشنواره موسیقی صدا و سیما در بندرعباس است تهیه این اثر هنری را به حوزه هنری استان چهارمحال و بختیاری سپرده است.

امید وارم که خوانندگان وبلاگ و موسیقی دوستان عزیز با تهیه نسخه اصلی این کار هنرمندان بختیاری را در تهیه آثار فاخر تر یاری کنند.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391ساعت 18:40 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::


آنانی که دستی به ساز دارند و یا حتی موسیقی بختیاری را دنبال می کنند قطعا با نام کاوه معتمدیان دهکردی آشنا هستند.

هنر آموخته هنرستان موسیقی و استاد کمانچه در شهرکرد به دنیا آمده و چندیست که نه تنها در کاستهای هنرمندان بختیاری،بلکه پای را از این فراتر گذاشته و با استاد بی بدیل آوار ایران "محمد رضا شجریان" همکاری دارند.

کاوه پسر مودب و با صفای ایل در کنار استاد شجریان در گروه شهناز در بسیاری از کشورهای دنیا به هنرمندی پرداخته و استاد شجریان هم از سرپنجه های قوی این جوان چهارمحالی به نیکی یاد می کنند.

سابقه آشنایی با استاد شجریان و همکاری کاوه با این خسروی آواز ایران از طریق استاد مجید درخشانی در گروه شهناز میسر شده است و اجراهای بی بدیل این جوان در گروه شهناز هر شنونده و بیننده ای را مسرور می کند.

کاوه سابقه همکاری با هنرمندان بختیاری از جمله کورش اسدپور، رضا صالحی،علی تاجمیری،دیدار محمودی و اخیرا در کاست گل بایم "رامین طهماسبی" را دارد.

ایشان هم اکنون هنرکده موسیقی "نوبانگ" را در شهرکرد اداره می کند ولی هر از گاهی جهت زنده نگهداشتن موسیقی بختیاری کنسرت هایی با هنرمندان بختیاری اجرا می کند.

وبسایت شعر و موسیقی در بختیاری بهترین ها در آستانه سال نو برای کاوه و جامعه شعر و هنر بختیاری آرزو میکند.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391ساعت 17:45 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::




زور بُم گِرِهدِه بی کَسی، دی چاره ناچارُم سِتین

جناب استاد آرمان موری احمدی 

 شاعر و پژوهشگر بختیاری 

در گذشت برادر گرامیتان را صمیمانه تسلیت عرض نموده و برای آنمرحوم رحمت و برای بازماندگان صبر و شکیبایی و تندرستی را آرزو مندم .




لينك ثابت نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1391ساعت 19:6 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::


غمت تحله غمت سنگینه، دونم
دلت از ای مصیوت خینه،دونم
مو باور نیکنم بعد از عزیزت
دی شودی من دلت بنشینه،دونم
برادر بزرگوارم آ فیض الله طاهری
درگذشت پدر گرامیتان را به شما و خانواده محترم تسلیت عرض می نمایم ما را شریک غم خود بدانید.
وبسایت شعر و موسیقی در بختیاری




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1391ساعت 12:57 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::



" آرنگ ویر"

آرمان راکیان


مو شون بی مِز عشقِ تو بیدُم "

اشاره :

 " زنگ خانه به صدا در آمد و از آنسوی سیم صدای پستچی محله که فکر کنم بیش از هر هم محله ای بهش زحمت می دادم شنیده می شد که به اسم صدایم کرد که بیایم بسته ی پستی ام را تحویل بگیرم .

 جوان پستچی همتبار که از ارتباطات و مکاتبات بنده کاملن مطلع بود و دیگر به همه ی فوت و فن های ارتباطات پستی یم پی برده  بود ضمن احوالپرسی همیشگی و تعارفات بنده  و چون هر بختیاری علاقه مند به هنر گفت : فکر کنُم همباز زنو  کتاو اویده سیت .

از آنجایی که پیش از چاپ با  " آرنگ ویر "  تا حدودی مانوس و آشنا بودم با دیدن این کتاب بسیار خوشحال شدم  نه این کتاب بلکه هرکدام از عزیزان قلم بختیاری گوهری به گنجینه ی ادب بختیاری بیافزایند برایم مسرت بخش است .

با اینکه تمامی دوبیتی های  " آرنگ ویر" را جناب راکیان چه تلفنی و چه در سفری که با اتفاق ایشان و استاد فیض اله طاهری همسفربودیم بازخوانی و گاه مورد بحث و تبادل نظر قرار می دادیم و علیرغم اینکه آشنایی با تک تک اشعار و سروده های آن داشتم باز برایم شیرین و تازگی و طراوت خود را داشتند .

چند روزی گذشت که جناب استاد فیض اله طاهری اردلی در یک تماس تلفنی از بنده دعوت نمودند تا در رونمایی " آرنگ ویر " شرکت کنم . از آنجایی که در رونمایی کتاب " گزیده شعر بختیاری " استاد قهرمان محمدی سعادت حضور نداشتم خیلی مشتاق بودم که جبران کنم و برای رونمایی آرنگ حتمن  به هر شکلی شده خود را برسانم اما از آنجایی که روز رونمایی مصادف شده بود با جشنواره ی سوارکاری عشایری در خوزستان که بنده نیز بخشی از مسئولیتش را به عهده داشتم باز مایوس شدم و این ناسعادتی باز نصیب ما شد . گرچه  می دانستم بزرگواران شرکت کننده با سرو وجودشان  این مراسم را آراسته خواهند کرد  خشنود بودم .

واما " آرنگ ویر" در قطع وزیری کتابی با طرح گرافیکی ساده و صمیمی آنچنان که شاخصه ی  زیبا نگاری استادفیض اله طاهری اردلی است  دستمریزادیِ و استاد ارجمند جناب آقای عباس قنبری عدیوی مدیر محترم انتشارات نیوشه که همیشه حامی هنرمندان و حافظان قلم ، شاعران و نویسندگان بختیاری بوده است و زحمت نشر را کشیدند درود می فرستم ، و پیش گفتارهای گنجینه های فرهنگیمان چون استاد عباس قنبری عدیوی ، استاد داراب رئیسی بختیاری ، استاد ظهراب مددی بختیاری این کتاب را آذین بسته اند که نشان از حمایت بیدریغ این بزرگان از زحمتکشان عرصه هنر قلم می باشد. "

*******

و اما

آنچه دامن تک تک شاعران شعر بختیاری را گرفته خودمحوری زبانی شاعران بختیاری است که دارای دو جنبه ی نگرانی وخشنودی است . نگرانی  از اینکه شاعر با تکیه و آویزه شدن به واژگان و اصطلاحات  و کاربری لهجه ی منطقه ای و آن را به گونه ی یک عادت ادامه دادن موجب می شود که شعر او کمتر کوره راهی به فرا منطقه ای باز کند . سروده های برخی از برگزیدگان شاعران در جشنواره های تمدار بیت ، بُنه وار ، همدُرُنگ و گپ دل علیرغم تحولی که در شعر لُری آفریده اند اما زبان شاعران همچنان در محور منطقه ای باز مانده است و کمتر و گاه هرگزدیده نشده که  کبوتر خیال و اندیشه و زبان و لهجه شاعر بختیاری بر برج زبان فرا منطقه ای نشسته باشد . همچنان که جناب استاد مددی در  سرتال این کتاب با ظرافت اشاره به این نکته داشته اند . اما این نگرانی در " آرنگ ویر " استادانه جبران شده است و آثار خود محوری لهجه و زبان که مراد زبان منطقه ای است با  به کارگیری خیل واژگان لُری بختیاری و اصطلاحات و کنایات و اشارات بکر محو و کمرنگ شده است به گونه ای که جای آن نگرانی را یک خشنودی در پدیده   ی فرهنگی بختیاری در این کتاب پر کرده است که می تواند در شعر شاعران فرامنطقه هم تاثیر پذیرباشد آن چیزی است که اسم اش را خشنودی می گذاریم  همچنانکه شاعر نشان می دهد  که :

مو درس آموز بَرد پیری غارُم

طلایه دار جَهر قندهارُم

مونه قام ایکنن لا بلگ تاریخ

ندونن خوم کتاو ِ روزگارُم

 در جای جای کتاب رد پای اسطوره های مردم بختیاری را می توان در  آیینه این کتاب دید شاعر با آوردن نام قهرمانان تاریخی قومی ، فراقومی  ، ملی ، مذهبی  ، مکانهای تاریخی ، آداب و آئین ها ، رخدادهای تاریخی ، عاشقانه ها ، ضرب المثلها ، اصطلات مثلی ، و استفاده از ترکیبات زیبا و بجا و بکر به گونه ای  بی تشریح ، بلکه با ظرفت و چالاکی سمند خیال و سخن دل را به سرمنزل مقصود می رساند" تو خوت تال پلت صد بیجن ای جست / شوِر کن تُرنه سی یار سویرت " که خود گونه ای ازخیل شاهکارهای شاعر در این کتاب است وآن نشان از حسن دقت و سلیقه و مهارت شاعر دربکارگیری  به جا و به موقع این ظرافتها یا  ترکیبات بدیع در جای جای شعر " آرنگ ویر " است .

گرچه نمی توان  از برخی ترکیبها که حالتهای صفتی و گاه فاعلی و گاه مفعولی را درشعر پُر کرده اند  به سادگی گذشت اما غنایی کار شاعر را با آوردن این ترکیبات به گونه ای است که  شاعر را به عرصه واژه سازی  و بخدمت گرفتن این فن در شعر رهنمود کرده است و آن خالی از لطف نیست  .

 شوگار دل ، پَل شوخی زن ، دیگول مندیر ، گُلُنگ خاطر ،  شوگرد خیال ، چرشت دل ،  دل اَو چاله ریز ، مات غم ، چال ویر ، زندون مندیر ، چرشت دل ، پرزخیال ، بخت زوین  ، زنگُل عشق و آنچه که این کتاب را از دیگر آثار شاعر متمایز می کند  وجود همین تازگیهاست  که تاثیرات خود را بی گمان به فرامنطقه شعر شاعر هم  می کشاند و این جای بسی خوشحالی است .

دیگر شاخصه های شعر این کتاب به خدمت گرفتن و استفاده از سبک بیت بندی بختیاری که در میان دیگر اقوام لُر هم اینگونه بیت سرایی که ریشه در فهلویات و شعر خسروانی دارد می باشد که جناب آقای راکیان  به خدمت گرفتن 25 سروده از سروده های دوازده سیلابی بختیاری که در این کتاب به نام " تک بیتی ها " عنوان کرده است  در هرچه لُریاتی کردن کتاب در آذین و تنوع شعر کمک کرده است .

و اما " مو شون بی مِز عشق تو بیدُم " چه کسی می تواند این کتاب را بدست بگیرد وزیبا کلام شاعر را به اندیشه و دل نسپارد؟ بی شک زیبا اندیشی شاعر نشان که از خلوص و پاکی و شیفتگی شاعر و پایبندی به  سرچشمه داشته های ایلیاتی اش است که به صورت کلامی موزون به نام شعر جاری می شود واینچنین گره می خورد . از آنجایی که شاعر ما انسانی بسیار زحمتکش و درحیطه قلم بسیار صبور می باشند و هیچ کلامی را بی مهک زدن و بی مشورت توانایی های خود از دوستان و استادان فن  فروگزار نکرده است از این رو  این اثر را بعنوان یکی از آثار ماندگار شعر بختیاری به حساب می آورم و برای دوست و برادر همتبارم جناب آ آرمان راکیان آرزوی بهروزی و سربلندی داشته و به وجود نازنین اش افتخار می کنم .

به قلم استاد حسین جسن زاده رهدار




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دوم آبان 1391ساعت 15:25 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::


در موسم بهار91  موقعیتی دست داد با خانواده ی آقای سیفی زاده گپ و گفتی داشته باشیم ، آنچه در پی می آید حاصل بخش دوم آن گفتگوست.

سارنگ سیفی زاده  در دومین روز از ماه مرداد سال یکهزار و سیصد و شصت و یک خورشیدی در تهران دیده به جهان گشود.خوانندگی را در هشت سالگی آغاز کرد.

او ابتدا موسیقی و ردیف را تحت نظر پدر و مادر فرا گرفت،سپس این شانس را یافت تا قبل از تشکیلِ کارگاهِ آواز استاد شجریان مدتی تحت توجهات پدرانه پدرِ آواز ایران قرار گیرد.

همکاری با گروه وصال به سرپرستی ارژنگ سیفی زاده و اجرای کنسرتهایی در خارج و داخلِ کشور و ثبتِ آثار صوتیِ (ناله شکنه – کُردی) ( کهنه هوار کُردی) و (ذوق پرواز – کُردی و فارسی).همکاری با گروهِ "جوان" به راهبری استاد صاحب سبکِ نی، محمدعلی کیانی نژاد و به صحنه بردن چند کنسرت به زبان کردی در تهران و شهرستانها با گروه "نیشتمان" به سرکردگیِ هنرمند با اخلاق و صمیمی، صابر نظرگاهی از فعالیتهای هنری اوست.

ضبط شانزده ترانه برای کودکان و همخوانی در مجموعه موسیقی بختیاری به نام "ویر" با صدای زنده یاد استاد بهمن علاءالدین (واپسین اثر او) که به همت ارژنگ سیفی زاده جمع آوری و تهیه گردیده، می باشد که امید است بزودی با برطرف شدن موانع روانه بازار موسیقی گردد.

در حال حاضر بجز تدریس در آموزشگاه آوازقمر، جهت اجرای کنسرتهائی در اروپا با گروه چکامه به همکاری مشغول می باشد.

                                                

***

ارژنگ سیفی زاده در بیست وپنجم مرداد ماه هزار وسیصد وشصت ودو،درتهران ازمادری صاحبِ آوازه ای شیرین وخوش بدنیا آمد. درسنِ شش سالگی تحت نظر استاد  ناصرفرهنگفر مشق تنبک را فرا گرفت.درهفت سالگی تحت نظرآقای داوودآزاد شروع  به نواختن تار کرد.

دریازده سالگی به هنرستان موسیقی که درآن ایام مدیریتش را استادحسین علیزاده عهده داربودند، راه یافت وبه مربیگری مدرسان توانا آقایان محمدرضا ابراهیمی وفریبرزعزیزی به فراگیری سازمشغول شد.

ردیفزعالی را نزدا ستاد محسن نفر گذرانده و درسال  ۱۳۸۵موفق به اخذ درجهي لیسانس ازدانشکده هنرگشت.

درسالهای اولیه ی دانشگاه ،گروهی به نام وصال را متشکل ازدوستان وهمکلاسی ها بنیان نهاد.

انتشار آلبوم های "نغمه سازضربه آغاز" و "برگ بازیچه باد" ، همکاری با گروه های وصال و  کامکارها برای اجرای کنسرت هایی در داخل و خارج از کشور وهمچنین همکاری در آلبوم ناشکیبا به آهنگسازی اردشیر کامکار و خوانندگی همایون شجریان بخشی از فعالیت های هنری او می باشد.

***

 

 

س – ارژنگ جان ! نقش شما در آلبوم  «ویر» چگونه است ؟

ج- تعدادی از آهنگهای عمو بهمن از طریق بابا و عمو بهرام (برادر استاد بهمن علاالدین) بدستم سپرده شد تا روی آنها کارکنم . کاست ها بدلیل اینکه در نیمه ی اول دهه ی هفتاد ضبط  خانگی شده بودند، چون  ضبط حرفه ای نداشت دچار افت کیفیت شده بودند. ظاهراً این آثار برای تمرین کردن نوازندگان تهیه شده بوده و حالا شگفت آور است  که خانواده ی علاالدین آنها را با پرداخت مبلغی از دوستان نوازنده اش خریدند.

س – خب شما برای ارتقاء کیفیت  آنها چه کارهایی کردید؟

ج- بطور کلی صد و شصت ساعت کار استودیویی انجام شد تا کار به مرحله ای برسد که بشود روی آنها کار کرد. (هنوز نسخه های  اصلی وجود دارند و می شود آنها را با هم قیاس کرد) مثلاً یک قسمت  از آواز با متری  معادل «صد» خوانده شده بود و قسمت دیگر آن با مترونم«هشتاد»، در نتیجه  تند و کندی کار، پله ایجاد می کرد و گوش را آزار می داد. این بیست شماره اختلاف سرعت را در طول کار ذره ذره تقسیم کردیم طوری که شنوندگانِ حرفه ای هم آنرا متوجه نمی شوند.  در ضمن روی صداها  چند بار فیلتر گذاشتیم تا صداها به مرحله ی قابل قبولی برسند.  این آلبوم دوبار ریمیکس شد.

س – انجام همه ی مراحل چقدر زمان بُرد ؟

ج – حدود  هفت ماه و در واقع هفت ماه با این کار زندگی کردم، گاهی نیمه شب چیزی به ذهنم می رسید، برای اینکه یادم نرود فوراً بلند می شدم و آن کار را انجام می دادم و دوباره میخوابیدم.  حالا که کارها را گوش می کنم تا حد زیادی راضی هستم . ما (سارنگ و ارژنگ) این افتخار را داشتیم که کاری برای عمو بهمن انجام بدیم و حالا خرسندیم . امیدواریم هرچه زودتر پخش شود و بدست مخاطبانش برسد.  آنها باید قضاوت کنند.

س – احساس و نظر خودتان راجع به این کار چیست؟

ج- صرف نظر از ارتباط نزدیکی که با عمو بهمن داشتیم بعنوان یک موسیقی دان می گویم  ایشان گذشته از صدای منحصر به فردی که داشتند روش و سبکشان بسیار درخور چنین محملی بود و احساس موسیقی بختیاری  را به خوبی القا می کرد، تکنیکها و تحریرها ، اندیشه ها و شعرهای  سروده شده و انتخاب شده ، چیدمان کارها، همه و همه آن چیزی بود که باید باشد. یعنی در حد عالی خود بود. دغدغه ی من هم در آلبوم  ویر این بود که کاری نکنم خدای ناکرده  به شخصیت و کاراکتر عمو بهمن خدشه ای وارد بشود.

س- نقش سارنگ در این کار چه بوده است؟

ج – خواهرم سارنگ، بعنوان همخوان  در بعضی از قطعات حضور دارد.  در واقع او با کارش فرکانسهای بالا را تقویت می کندکه کلمات واضح تر شنیده شوند.

س – راجع به قطعات  این آلبوم کمی صحبت کنید .

ج – این کار حدود  پنجاه و شش دقیقه و شامل  یازده قسمت است.

در قطعه ای بنام «آواز صیادی» از دهل استفاده شده،در عزاداریهای بختیاری و کردی تشمالها دهل را خارج از ریتم می زنند، در اینجا سعی کردم همین کار اتفاق بیفتد به این معنی که نشان بدهم عمو بهمن آواز صیادی که ریتم عزا دارد،را در سوگ خود خوانده است . آهنگ «ابوالقاسم خان» هم از جنگ و بمبارانِ شهر صحبت می کند،  که زنان در ماتم عزیزان گیس می برند، عمو بهمن این آهنگ را خیلی با احساس خوانده اند و بسیار تحت تاثیر مفهوم اشعار هستند.

س- ارژنگ جان شما قبل از این ، موسیقی لری کار کرده بودید ؟

ج- موسیقی محلی کار کرده ام ولی تا بحال موسیقی بختیاری ننوشته بودم، البته از بچگی سابقه  شنیدن کارهای عمو بهمن را داشتم. 

س –  موسیقی لری با موسیقی کردی چه  تفاوتهایی دارد؟

ج- گاهی متفاوت هستند و گاهی شبیه، و خود لرها و کردها تفاوتها را به خوبی متوجه می شوند.  مثالی که
می توانم بزنم این است که فرضاً شلوار لرها و کردها گشاد است اما تفاوتی که با هم دارند به خوبی آشکار است و بیننده درک می کند. حالا لباسهای مردم شهر که هیچ شباهتی  به این لباسها ندارد، تضاد ایجاد می کند.

در بعضی از کارهای قدیمی عمو بهمن موسیقی دانها در انتهای کار قطعات بی کلامی  را اجرا می کنندکه گاهی  شبیه  به چهار مضرابهای موسیقی ایرانی است و این به دلیل پایگاه فرهنگی آن نوازنده وموسیقی دان است و یک شبه هم نمی شود ذهنیت آنها را تغییر داد.

تنظیم و ساخت قطعات در مال کنون بسیار یکدست است و نوازندگان آن هم این استادی و تسلط راداشته اند که کارها را درست از آب درآورند ولی کارهای دیگر با مسامحه همراه است.  براساس این شناخت بود که من خوشبختانه نوازندگانی را یافتم که بتوانند خود را در قالب  این نوع موسیقی جا کنند. البته بعضی سازها مثل سنتور و تار که  ساز محلی نیستند  خیلی سخت رنگ می گیرند و من در تکنولوژی ها  و کل کار سعی خودم را کردم تا هرچه بیشتر  کار رنگ موسیقی بختیاری بگیرد . در اجرای (آواز صیادی) که ارکستر زهی است  هم همینطور ، یادم می آید پدرم می گفت عمو بهمن خیلی دوست داشت کارهایی با ارکستر بزرگ انجام بدهد . که متاسفانه این امر قبلاً میسر نشده است.

س- نظرتان راجع به نام این اثر چیست ؟

ج- «ویر» یک اسم کوتاه است و سریع در ذهن جا می گیرد.

س – در سال هشتاد و پنج  وقتی استاد علاالدین در بستر بیماری بود به پدر شما گفته بود با توجه به علاقه ای که به خانواده ی شما دارد و همچنین  توانایی شما و سارنگ، مایل است یک اثر مشترک با شما منتشر کند. فکر می کنید امروز در این کار تا چه حد به خواسته ی ایشان نزدیک شده اید. 

ج- این اتفاق  خوشبختانه افتاده . . من کار موسیقی را انجام دادم ، سارنگ جان همخوانی با عمو بهمن راداشته است ، مادرم دکلمه ای در این مجموعه دارد و پدرم نیز نظارت مستقیم و دائمی بر اجرای تمام مراحل کار داشته است، یعنی همه خانواده  ما در این اثر درگیر بوده اند. این کار هفت ماه به طول انجامید و یادم هست حتی خانواده  برای تعطیلات نوروز به مسافرت رفتند و من ماندم و کار کردم.  آرزو دارم قوم فرهیخته و بزرگ بختیاری و بقیه ی شنوندگان آن از کار راضی باشند و این قدم کوچک در اعتلای فرهنگ غنی اقوام اصیل ایرانی موثر بیفتد.

س- هنوز هم اثری از ایشان باقی مانده که منتشر نشده . با این آثار چه باید کرد؟

ج – بله – در همین تعداد کاری که بدستم رسید چند کار بود که بدلیل کیفیت بسیار پائین صوتی  قابل استفاده نبودند،  امیدوارم در آینده بشود آنها را با وضع  خوبی اجرا کرد. آثار شعری و دست نوشته ها هم بهتر است جمع آوری شود و بصورت کتابی منتشر شوند. 

س- بعنوان سئوال آخر، کدام کار استاد علاالدین را بیشتر دوست دارید.

ج- مال کنون

 

***

 

س- سارنگ جان شما با زبان  لری آشنایی داشتید؟

ج- خیر – عمو بهرام ( برادر استاد علاالدین) اشعار را نوشتند و به من دادند و خواندنشان را با من کارکردند، همچنین معنی اشعار و تلفظ واژه ها را یک به یک به من آموختند که خیلی مهم بود، چون به این روش توانستم با آهنگها ارتباط بگیرم از ایشان ممنونم. ارژنگ جان هم نکات کوچکی  را که از نظرم دور می ماند تذکر
می داد، مثلاً در تصنیف «ابوالقاسم خان» عمو بهمن صدایشان  را گاهی جمع می کنند و به اصطلاح می دزدند ، اگر مطابق  او نمی خواندم کلمات  روی هم نمی نشستند و مغایرت  شنیداری پیدا می کرد، بارها ارژنگ ضبط را نگه می داشت و نکته را یادآور می شد.

س – نظر خاصی درباره ی آلبوم ویر دارید ؟

ج- هربار که آهنگ ابوالقاسم خان را می شنوم احساس تازه ای پیدا می کنم. خیلی با حس و حال خوانده شده. با گوش دادن به آن انگار تمام عزیزانی که از دست داده ام را بخاطر می آورم و محزون می شوم واقعاً عالی اجرا شده است. 

س- شما کدام کار عمو بهمن را بیشتر می پسندید؟

ج – مال کنون ، چون واقعاً از نظر احساسی شنونده با آن درگیر می شود. 

 

***

با تشکر از سرکار خانم دهمیانی که مرا در تمامی مراحل این مصاحبه یاری نمودند.   

منبع سایت بهمن علاءالدین




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1391ساعت 16:33 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::


 

 

بختیاری های اهواز "تاجمیری" را تنها نگذترید

 

ساخت فرهنگسرای غیردولتی آرنگ متوقف شد؛
در خوزستان چه خبر است؟ پس از بهمن علاءالدین، نوبت به تاجمیری رسید

در حالی که هفت ماه از دفن شبانه مصوبه سفر رئیس جمهور در ساخت فرهنگسرای دولتی بهمن علاءالدین در اهواز می گذرد، عملیات ساخت فرهنگسرای غیردولتی آرنگ هم که هفت ماه پیش توسط علی تاجمیری از هنرمندان سرشناس بختیاری و با حضور مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان آغاز شده بود، با دخالت عوامل غیرمسئول متوقف شد.

                                     در خوزستان چه خبر است؟ پس از بهمن علاءالدین، نوبت به تاجمیری رسید

 

 

 

 

به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، هفت ماه پیش، علی تاجمیری از هنرمندان بختیاری پس از کسب مجوزهای قانونی لازم، عملیات ساخت یک فرهنگسرای غیردولتی با عنوان "مجتمع فرهنگی و هنری آرنگ جنوب" را آغاز کرد که در مراسم کلنگ زنی آن، عالیترین مقامات فرهنگی استان یعنی حجت السلام و المسلمین سپهر مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان و تنی چند از مدیران فرهنگی استان حضور داشتند. اما اکنون با دخالت و تحریک برخی عوامل غیرمسئول، علی تاجمیری هنرمند مطرح خوزستان و بهره بردار این مجتمع فرهنگی به همراه همسرش مورد ضرب و شتم عده ای از مخالفان ساخت این مجتمع قرار گرفته اند و به این ترتیب، عملیات ساخت فرهنگسرای غیردولتی آرنگ دچار توقف شده است.

زمین این مجتمع که در سال ۱۳۸۵ از سوی سازمان مسکن و شهرسازی خوزستان و پس از کسب مجوزهای لازم از نهادهای مرتبط ازجمله اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان به علی تاجمیری واگذار شد و در چهاردهم اسفندماه ۱۳۹۰ با حضور حجت الاسلام و المسلمین سپهر مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خوزستان در کوی صادقیه منطقه هشت اهواز کلنگ زنی شد.

برخورد فیزیکی با علی تاجمیری که از هنرمندان متعهد و از رزمندگان و جانبازان دوران جنگ است، در حالی به وقوع پیوست که در هفته دفاع مقدس قرار داریم و بویژه از آن جهت نگران کننده است که ضاربان مدعی شده اند بهره بردار (به رغم اخذ کلیه مجوزهای قانونی لازم) قصد ساخت موسسه ای برخلاف موازین شرع و خلاف شئونات اسلامی را داشته است! این در حالی است که براساس مصوبات و قوانین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شرح فعالیت های قابل اجرا در مجتمع فرهنگی ابلاغ شده و اجرای هر کدام از آنها با نظارت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان خواهد بود.

اجرای همایش ها، کنفرانس ها، سمینارها و جشنواره ها، برگزاری نشست های تخصصی، برگزاری کارگاه و دوره های آموزشی و صنایع دستی، برگزاری نمایشگاه و مسابقه های فرهنگی هنری، راه اندازی فروشگاه عرصه محصولات فرهنگی، تاسیس کتابخانه، راه اندازی مراکز اطلاع رسانی، اجرای مراسم و دوره های دینی و مذهبی، راه اندازی تورهای زیارتی و سیاحتی، اجرای نمایش، کنسرت و اکران فیلم از جمله فعالیت هایی است که در مجتمع های فرهنگی قابل اجرا است.

علی تاجمیری در این باره به خبرنگار ایبنانیوز گفت: در سال ۱۳۸۵ به استانداری خوزستان پیشنهاد دادم تا به منظور توسعه فعالیت های فرهنگی قطعه زمینی به ما تحویل شود که استانداری طی نامه ای ما را به سازمان مسکن و شهرسازی معرفی کرد تا از محل ماده ۱۰۰ که دولت مجاز است بخشی از دارایی های خود را به بخش خصوصی واگذار کند یک قطعه زمین که در طرح جامع شهری کاربری صد درصد فرهنگی دارد، به ما واگذار شد. در نهایت این زمین پس از ثبت، افراز و اجاره به شرط تملیک، جهت احداث مجتمع فرهنگی هنری به اینجانب واگذار گردید.

تاجمیری افزود: از نخستین روزهای آماده سازی زمین ۹۹۰ متری این مجتمع تا به امروز که میلیون ها تومان هزینه در بر داشته است، انواع مزاحمت ها از سوی عده ای که توسط عواملی تحریک می شدند، صورت گرفته که باعث ایجاد خسارت های مالی و معنوی فراوانی به روند سرمایه گذاری برای احداث این مجتمع فرهنگی هنری شده است.

علی تاجمیری افزود: تاکنون بارها تلاش کردم که معترضین را به گفت و گو دعوت نمایم و قانونی بودن ساخت این مجتمع که اهداف مثبت فرهنگی فراوانی به همراه دارد را شرح دهم. بارها با برخورد ناشایست آن عده که سعی می کردند بدون دلیل قابل توجهی، مسائل مذهبی را بهانه قرار بدهند مواجه شدم تا بنا بر خواسته معترضین، راضی شدم که در حضور افراد معتمد و حتی با حضور در دفتر اسناد رسمی و همچنین اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، متعهد شوم از "اجرا و آموزش موسیقی و تئاتر" در این مجتمع فرهنگی هنری خودداری نمایم و به دیگر فعالیت های فرهنگی هنری اکتفا نمایم ولی حتی ارائه چنین تضمینهایی باعث رفع مزاحمتها نشد و کار به برخورد فیزیکی با اینجانب و همسرم کشیده شد.

به گزارش ایبنانیوز، علی تاجیمری از هنرمندمان متعهد بختیاری است که در سال ۱۳۵۹ وارد جهاد سازندگی مسجدسلیمان شد و در نوجوانی به عضویت بسیج سپاه پاسداران مسجدسلیمان در آمد و در عملیات ثامن الائمه از ناحیه ران و سینه مجروح و به افتخار جانبازی نائل شد. وی در عملیات فاو شرکت داشت و برای دومین بار مجروح شد. وی پس از همکاری با بسیج، به صورت رسمی وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و پس از پایان دفاع مقدس، با توجه به استعداد موجود برای تولید سرودهای ملی و مذهبی و محلی به درخواست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وارد اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان شد. علی تاجمیری، بعدها به منظور توسعه فعالیت فرهنگی هنری خود، از همکاری با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان چشم پوشی کرد و موسسه فرهنگی و هنری آرنگ جنوب را در سال ۱۳۷۳ تاسیس نمود و برای اولین بار در کشور، یک رشته فعالیت هنری جدی را در حوزه هنر فولکلور لری بختیاری آغاز کرد که حاصل آن پنج آلبوم موسیقی لری بختیاری بوده است.

گفتنی است شش ماه پیش نیز فرهنگسرای بهمن علاءالدین اهواز که جزء مصوبات سفر محمود احمدی نژاد ریاست جمهوری اسلامی ایران به خوزستان بود و به نام هنرمند فقید و محبوب بختیاری نامگذاری شده بود، بطور شبانه توسط عواملی که گفته شد از عوامل شهرداری اهواز بوده اند، با خاک یکسان شد؛ ولی منصور کتانباف شهردار اهواز و جعفر حجازی استاندار خوزستان درباره تضییع میلیاردها تومان بیت المال در پروژه تالارهای بهمن علاءالدین سکوت کردند. در آن زمان، نمایندگان استان خوزستان در تذکرهای جداگانه به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزیر کشور و حتی تذکر کتبی به رئیس جمهور، خواستار پاسخگویی در این باره و آواربرداری به منظور ادامه عملیات ساخت فرهنگسرای بهمن علاءالدین شده بودند.

با گذشت شش ماه از حادثه تلخ خودسری عوامل شهرداری اهواز، نه تنها فرهنگسرای بهمن به روال عادی برنگشت بلکه اکنون شاهد جلوگیری از ساخت فرهنگسرای غیردولتی آرنگ هستیم. شدت گرفتن اقدامات سلیقه ای در حوزه اجتماعی فرهنگی خوزستان و روند بی بازگشت تنگنظری های جهت دار در این حوزه، ضرورت مداخله مقامات کشوری بویژه نهادهای امنیتی و قضائی از جمله سازمان بازرسی کل کشور در اوضاع نابسامان خوزستان را آشکار می سازد. به راستی در خوزستان چه خبر است؟




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سوم مهر 1391ساعت 15:27 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::


خبر بسیار تلخ و ناگوار و بس باور نکردنی بود.....

فرهنگسرا بهمن علاالدین در اهواز با خاک یکسان شد.

نمی دانم از کجا بنویسم ، از بی کسی های بهمن یا بی کسی ایلی که سالهاست از یاد رفته است .

در کشوری که الحمدالله در اکثر سفرهای استانی رییس جمهور محترم و هیات دولت بودجه فرهنگی در راس تمام مسایل جاری استانها قرار می گیرد و همه در جهت اعتلای فرهنگ غنی هر استانی تلاش می کنند. عدهای نابخرد و نادان نه تنها با این اعمال دست  به تخریب فرهنگ اقوام می زنند بلکه بودجه ای را که صرف مسایل فرهنگی استان می شود را با میل و رغبت شخصی خویش حیف و میل میکنند.. و صد البته جفا به قومی که فرهنگش را با نام بهمن علاالدین می شناسد و اگر بگذارند به آن می بالد.....

در اینجا دو بحث مطرح میشود که آیا آقایانی که خود سرانه دست به چنین کارهایی میزنند با فرهنگ ایل بختیاری مشکل دارند یا با نام بهمن علاالدین؟.....

جدا از هزینه هایی که تا کنون صرف ساخت و مسایل زیربنایی این فرهنگسرا شده بود آیا این کار عملا  شمشیر از رو بستن برای مبازره با فرهنگ ایل بختیاری نیست بگذارید راحتتر بگویم ..

آقایان ایل بختیاری فرهنگ غنی هزاران ساله دارد و در هر دوره ای سر دمدارانی پرچم اعتلای آن را در دست گرفته اند و در این دوره بلا شک ،پرچم فرهنگ این ایل بر دوش استاد فقید شعر و موسیقی بختیاری "آبهمن علاالدین " بوده است اگر قصد نابود کردن نامها و تضعیف فرهنگ این ایل را دارید ؟ به استحضار برسانم این کار عملا بهمن علاالدین و فرهنگ این ایل را بیش از پیش محبوب تر و منسجم تر کرد.

مگر اجازه ساخت بدون برنامه شهرداری اهواز در نقاط مختلف شهر چه گلی بر چهره شهر اهواز زده بود که یک فرهنگسرا نما شهر را خراب کرد...

دوستان عزیز اندکی تامل جایز است تا بدانید ایل سر بلند و غیور بختیاری به سرداران فرهنگی اش همیشه بالیده و تا هست چنین خواهد بود بود .. و چنین تخریب هایی عداوت و دشمنی دوستانی را می رساند که در ظاهر دلسوز شهر و مردمند ولی در عمل،به دنبال تخریب فرهنگند..

و اما گلایه ای از همتباران مسئول....

چرا دوستان مسئول بختیاری ساکت نشسته اند و در قبال این تخریب ها حتی موضعی کوچک نگرفتند ؟ به خدا قسم دست روی دست گذاشتن و واکنش نشان ندادن تبعات بد دیگری به دنبال خواهد داشت که، در نهایت با دست خودمان درختی که پیشینیانمان با جان و دل پروریده اند را، بخشکانیم ...

در اکثر همایشات بختیاری ،که دوستان مسئول حضور دارند همیشه دم از ساخت و کاشت و داشت می زنند ولی در عمل ،بیرون گود صم و بکم نظاره گر تخریب فرهنگمان هستند ...

تا هست امیر و لنگ "من " بر تخت است  

معنای دقیق "بختیار" بد بخت است

در قلب  کویر بی کسی وا عطشا....

بی بهمن و باران صدایش سخت است

حق یارتان.....





لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 10:14 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::




خدا حنجره طلایی ایل را دوست دارد ما هم......


خواهشمند است جهت حمایت از جامعه هنری بختیاری در قسمت نظرات پست پایین"خطر از بیخ گوش غلامشاه گذشت" نظر بدین نظرات شما به مسئولین استانی گوشزد می شود..




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 9:10 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::


ضمن عرض تبریک غید غدیر خم به همتباران و هم میهنانمان عزیزم مطلبی را به عنوان عضو کوچکی از جامعه هنری بختیاری به عرض می رسانم.در روز 9 آبان ماه متاسفانه طی تصادفی شدید یکی از هنرمندان بزرگ این قوم "آغلامشاه قنبری"در جاده اهواز -اندیمشک ،دوچار آسیب شد.(ادامه مطلب را بخوانید)
ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 9:0 توسط ::رامين طهماسبي گندمكاري::